تبليغاتX
گوي ماه من
اشــــــــك در چشمان من طوفان غم دارد ولي خنده برلب مي زنم تا كسي نداندراز دل
 

اگه ميدونستي که چقدر تنهام برام اشک ميريختي اما اگه ميدونستي که چقدر اشک ميريزم هيچوقت تنهام نميزاشتي عــشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن اســـت فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است عــشق ديدن نيست بلكه احساس كردن اســـت عــشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است ....

اگه ميدونستي كه من اينجا تنهام . براي تنها نموندنم  خودتو به من مي رسوندي .

باور كن آخه تنهاييمو  به كي بگم تازه اگه  بگم  مي خواد چه كار كنه ؟يعني مي گي مثل تو  

كه تو آسمونها هستي   پيش ستاره ها نشستي  منو پيش خودت مي ياره .....

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/24  |
 پرستوي من

من كه ترانم ياده روز جدايي منو پرستو در يك شب تاريك زير همين درخت بايك سبد پر ستاره وچشمانمان پر از اشك روي همين نيمكت همديگه رو بغل كرديم و گريه مي كرديم باورتون مي شه!؟ 

الان سالهاست كه دلم دوباره مي خواهد به آنجا بروم . دوباره مي خواهم پرستو را ببينم . 

حالا تو ياد چه چيزي مي افتي ؟

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/24  |
 
 

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/23  |
 

 تقديم به يگانه ي تنهايي من .  باز از تو مي نويسم نگي  فراموشم كردي

من بايادت زنده ام .هموني كه مي خواستي

      نگاه كن باز براي تو مي نويسم باز تورو از عمق وجودم آگاه مي سازم

دلم هواي تو را دارد  و هواي مهرباني دستهاي سبزت را 

اما دستان من از تو دور است و چشم هايم در حسرت ديدارت اشك بار

هميشه غم نبودنت و نديدنت در قلبم سنگيني مي كند ولي هميشه در قلبم جاي گاهي بسي عظيمي داري

بلا خره روزي به سويت  خواهم آمد و دستهاي مهربانت را  در دست خواهم گرفت  اي نازنين

 حالا هي بگو تو منو دوست نداري

من بهت مي گم تو مرهم تنهايي مني

هي ميگي اينو واسه دلخوشي من ميگي

آخر تو تنهام مي ذاري و مي ري

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/23  |
 
سلام 

اميدوارم كه هركس اين نوشته رو بخونه يه نظري هم بده اينقدر خسيس نباشه

شوخي كردم مي دونم كه به شما بر نمي خوره

راستش من متولد بهمن هستم من خيلي در انتخاب كردن دير پسندم    اما شايد فقط خودم كه بهمن ماهي هستم  اين خصلت رو دارم  

مي خوام بگم كه از اين به بعد مي خوام  مطلب وبلاگم رو عوض كنم

مي خوام كه وبلاگم رو پر لز جــــــــــك كنم يا شايد هم پر از عكس بكنم همين هم توش موندم كه چكار كنم

من كه ميگم دير پسند هستم چون كه يك هفته ايي كه دارم سر همين بحث فكر مي كنم اگر خانواده ام بفهمند  كه  دارم  انتخاب يا چيز ديگه ايي كه مي خوام انتخاب كنم دارم فكر مي كنم  ديگه نمي تونم سربه وبلاگم  بزنم آخه خودش يه قصه ي مفصلييه  

خوب ديگه من مي خواستم كه از شما بپرسم

اگه  بهم نظر بدهيـــــــــــد به من كمك بزرگي كرده ايد . خواهش مي كنم بهم نظر بدهيد

الان كه من اين رو دارم مي نويسم فردا ۲ تا امتحان دارم   هيچي نخوند م ولي مي دونم كه فردا كمتراز ۲۰ نمي گيرم

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/20  |
 
 

آري اين منم كه در دل ســــــــــــــكوت شــــــــــــــــــب

نامه هــــــــــــــــاي عاشــــقانه پاره مي كنم

اي ستـــــــــــــاره ها اگه به من مدد كنيد

دامن از غمش پر ستــــــــــــاره خواهم كرد

 

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/17  |
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/16  |
 
هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد

لحظه ی ویرا نه ام را حس نکرد 

در تمام لحظه هایم هیچ کس گریه ی غریبانه ام را حس نکرد

آنک سامان غزلهایم از اوست بی سرو سامانی ام راحس نکرد

خواستم جایی بگیری در این دنیای من هیچ کس دنیای فانی ام را حس نکرد

 

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/15  |
 
قصه ي كوتاهي عمر تو بود

 آنچه از كوتاهي عمر بهار آموخته ام

 نمي دانم چرا با اينكه هر شب بي قرارم

 ولي سر به دامان خيالت مي گذارم  

 

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/15  |
 

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/11/13  |
 
 
بالا

بزرگترين سايت آموزش ايرانيان