تبليغاتX
گوي ماه من
اشــــــــك در چشمان من طوفان غم دارد ولي خنده برلب مي زنم تا كسي نداندراز دل
 
 

 

صدایم کن

صدای تو ترانه است

نفسهای تو در گوشم

کلام عاشقانه است

اگر از بودن ماندن

بدون عشق دلگیرم

صدایم کن به اوازی

که من بی عشق میمیرم

اگر خوابم اگر بیدار

اگر مستم اگر هشیار

صدایم کن

در اغوشت نگاهم دار

 

 

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/12/27  |
 ستاره ي تو
 

 

آخرين ستاره بودم خواستنت پناه من بود توغروب بي كسي ها

لحظه هر لحظه پس از تو شب گريه در كمينه

 تو ديگه بر نمي گردي آخر قصه همينه

 

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/12/13  |
 تنهايم ازعشقت

ناله هايم  را با كبوتر قسمت مي كنم اشكهايم را به دامان ابر مي ريزم خنده هايم رابه آفتاب مي بخشم  خاطره هايم را به باد هديه مي كنم وغم هايم را به دوش مي گيرم وبه جستجوي سنگ صبوري از دشت به دشتي واز شهري به شهري سفر مي كنم اما  غم در خانه ها لبريز است وبراي اندوه من  جايي ايست پس بگذار غم هايم را به تو بگويم كه قلبي به وسعت دريا داري بگذار به تو بگويم كه وسعت جاي خالي تو قلبم را پاره كرده و سنگيني غم هجرتت كمرم را شكسته است بگذار به تو بگويم كه در صحرا ي خشك كوير زير باران  نگاه تو من خيس  ترين جنگل استوايي خواهم بود ودر تاريك ترين شب بي ستاره با فانوس چشمان  تو را به سوي نور خواهم برد وراه بعه قلب روشن خورشيد ئهم چون شاپركان در باغ گلوا ژ ه هاي كلامت تا پاي مرگ خواهم آمد..

|+| نوشته شده توسط ترانه در 85/12/06  |
 
 
بالا

بزرگترين سايت آموزش ايرانيان