تبليغاتX
گوي ماه من
اشــــــــك در چشمان من طوفان غم دارد ولي خنده برلب مي زنم تا كسي نداندراز دل
  پري مهربون

 

تو رو هیچ وقت گم نکردم.

 

تو رو هیچ جا جا نذاشتم.

 

اگه سوختم ولی موندم

 

 رو چشات یه خونه ساختم.

 

وقتی می شد کلبه من

 

خالی از ناز نگاهت

 

دل به جاده ها می دادم من

 

تا ببینم روی ماهت.........

 

اگه حس شبی غمگین

 

خونه می کرد توی چشمات

 

مثل آفتاب می شدم من

 

میتابیدم روی شب هات

 

 

اگه شسته بود نگات  رو

 

اشکای بارون خسته

 

می گرفتم رد پات رو

 

از ستاره تاستاره

 

 

تو ولی هیچ جا نبودی

 

تو رو هیچ جا جا نذاشتم

 

تو اصلا پیدا نبودی

 

طرح مرگ رو ......................................... رو تنم بی تو کشیدم

 

 

 

دريا

مث اون موج صبوري كه وفا داره به دريا
تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا


چه قدر تازه و پاكي مث ياساي تو باغچه
مث اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه


تو مث اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر
مث اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم اخر


تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر
تو همون ابي كه رسمه بريزن پشت مسافر


مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته
مث پرواز واسه قلبي كه يكي بالاشو بسته


مث اون مهمون خوبي كه مي اد اخر هفته
مث اون حرفي كه از ياد در و پنجره رفته


مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه
مث اون قولي كه دادي گفتي يادش نمي مونه


تو مث چشمه ابي واسه تشنه تو بيابون
مث يه اشنا تو غربت واسه يه عاشق مجنون


تو مث يه سر پناهي واسه عابر پياده
مث چشماي قشنگي كه تو حسرت يه سيبه


چشمه چشماي نازت مث اشك من زلاله
مث زندگي رو ابرا بودنت با من محاله


يه روزي بيا تو خوابم بشو شكل يك ستاره
توي خواب دختري كه هيچ كس و جز تو نداره


تو يه عمره مي درخشي تو يه قاب عكس خالي
اما من چشمام و دوختم به گلاي سرخ قالي


تو مث باد بادك من كه يه روز رفت پيش ابرا
بي خبر رفتي و خواستي بمونم تنهاي تنها


تو مث دفتر مشقم پر خطاي عجيبي
مث شاگرداي اول كمي مغرور و نجيبي


دل تو يه اسمونه دل تنگ من زميني
مي دونم عوض نمي شي تو خودت گفتي هميني


تو مث اون كسي هستي كه ميره واسه هميشه
التماسش مي كني كه بمون اون مي گه نمي شه


مث يه تولدي تو مث تقدير مث قسمت
مث الماسي كه هيچ كس واسه اون نذاشته قيمت


مث نذر بچه هايي مث التماس گلدون
مث ابتداي راهي مث اينه مث شمعدون


مث قصه هاي زيبا پري از خواباي رنگي
حيفه كه پيشم نمونن چشاي به اين قشنگي


پر نازي مث ليلي پر شعري مث نيما
ديدن تو رنگ مهره رفتن تو شب يلدا


بيا مثل اون كسي شو كه يه شب قصد سفر كرد
ديد يارش داره مي ميره موندش و صرف نظر كرد

 

 

سلام

می خوای بگم دوست دارم .خب دارم.راحت شدی؟

کار چشای آدما دلی رو دیوونه کردنه....

صدام رو می شنوی

منم برگ نارنجی تاحال شده یه چیزایی رو ببینی بعدا"دلت بخواد یکی بیاد تکونت بده بهت بگه بیدار شو.

شنیدم یکی می گفت : بیدار شو صبح شده .

نه من هنوز می خوام بخوابم ....

چشمامونو ببندیم و دستامونوبدیم بهم

بیایید باهم بریم سفر

 با هم بریم بالا

توآسمون

پیش ستاره

پیش ماه

بیایید با هم بریم بالا

با هم بریم پیش خدا

پیش خدای مهربون

بهش بگیم چیا دیدیم

تو زمین نامهربون

بهش بگیم چیا دیدیم

تو زمین نامهربون...

یه سوالی بپرسم .شما می دونید دیدن دنیا از پشت یه عینک سیاه چه جوریه؟

 

|+| نوشته شده توسط ترانه در 86/02/16  |
 
 
بالا

بزرگترين سايت آموزش ايرانيان