تبليغاتX
گوي ماه من
اشــــــــك در چشمان من طوفان غم دارد ولي خنده برلب مي زنم تا كسي نداندراز دل
 پایان راه

 

 

هرگز به پایان راه نمی اندیشم

چرا که می دانستم بی تو در انتهای راه خبری نخواهد بود

 من فقط از پایان تو می ترسیدم

پایان تو سر آغاز مرگ تدریجی من بود

 وبستن دفتر شعرم برای همیشه حال از تو می خواهم

آغاز کنی ابتدارا چون همان لحظه که تورا در زیر باران دیدم

به پایان راه نیندیشیدم

 حال می خواهم آغاز کنی همان عشق راآغاز کنی

 همان پرواز راآغاز کنی

 از لحظه ی شروع لحظه سلام و درود

ازلحظه ی تلاقی دو نگاه درزیر باران شروع کنی

 وچون من به پایان راه نیندیشی

که اندیشیدن به پایان راه

شور پرواز بی پروارا درما خواهد کشت

|+| نوشته شده توسط ترانه در 86/06/30  |
 
 
بالا

بزرگترين سايت آموزش ايرانيان